الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

360

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

را دليلى بر وجود گواه و حجت عادلى در هر عصر و زمان بدانند ، البته تفسير آن طبق عقيده شيعه دائر به وجود امام معصوم در هر زمان كاملا روشن است ، ولى براى علماى مذهب تسنن توجيه آن چندان آسان نيست . و شايد به خاطر همين مشكل ، فخر رازى در تفسيرش گرفتار توجيهى شده كه خالى از اشكال نيست ، او مىگويد : « از اين آيه نتيجه مىگيريم كه هيچ عصرى از اعصار خالى از شاهد و گواهى بر مردم نيست ، شاهد و گواه بايد جائز الخطا نباشد و گرنه او هم نياز به شاهد و گواه ديگرى دارد ، و اين امر به صورت تسلسل تا بىنهايت ادامه خواهد يافت ، نتيجه اينكه در هر عصرى بايد جمعيتى باشند كه گفتارشان حجت باشد و اين راهى ندارد جز اينكه بگوئيم اجماع امت ، حجت است » ( يعنى مجموع مردم هر زمان بطور دستجمعى هرگز راه خطا نمىپويند ) ( 1 ) . اگر فخر رازى كمى از محدوده عقائد خويش گام بيرون مىنهاد مسلما گرفتار چنين سخن تعصب آميزى نمىشد ، زيرا قرآن مىگويد براى هر امتى يك گواه از جنس آنها قرار داديم نه اينكه مجموع امت براى فرد فرد امت ، حجت و گواه است . البته همانگونه كه در سوره نساء ذيل آيه 41 مشروحا بيان كرديم دو احتمال ديگر در تفسير « هؤلاء » داده شده : نخست اينكه هؤلاء « اشاره به شهداء امتهاى پيشين يعنى انبياء و اوصياى آنها بوده باشد و به اين ترتيب پيامبر اسلام هم گواه بر اين امت است و هم بر پيامبران گذشته ، ديگر اينكه منظور از شاهد و گواه شاهد عملى بودن است ، يعنى كسى كه وجودش ، الگو و ميزان سنجش حق و باطل است ( براى توضيح بيشتر به جلد سوم تفسير نمونه صفحه 391 به بعد مراجعه فرمائيد ) .

--> ( 1 ) تفسير فخر رازى جلد 20 صفحه 98 .